الشيخ رسول جعفريان
392
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
از زمان بيعت عقبه اول به بعد ، هركس كه در جرگه مسلمانان قرار مىگرفت ، بايستى با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيعت مىكرد . اين بيعت ، به ويژه در لحظات حساس - همچون بيعت رضوان - مىتوانست رنگ سياسى و فرمانبرى را داشته باشد ؛ زمينههاى فكرى چنين بيعتى در قرآن ، مفهوم « عهد » و « عقد » بود . مىتوان گفت كه بيعت خود از مصاديق عهد و يا حتى مساوى آن بود . « 1 » رعايت عهد و عقد از جمله اساسىترين اصولى بود كه يك فرد مسلمان بايد بدان عمل مىكرد ؛ اين مسأله مكرر در قرآن آمده و براى نقض عهد به ويژه با خداوند ، تعبيرات تندى به كار برده شده است . « 2 » همانطور كه در قرآن سخن از فروختن جان به خدا به ميان آمده « 3 » ( يك نوع بيع ) ، از اصل مبايعه با خداوند نيز سخن گفته شده است ؛ در قرآن ، از كسانى كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيعت كردهاند ( إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ ) « 4 » و همچنين از زنان بيعت كننده ( بر مبناى همان اصولى كه در بيعت عقبه اول مطرح شد ) ياد شده است . « 5 » آنچه در مورد بيعت در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اهميت دارد ، محتواى اين بيعتهاست . بيعت آنان با آن حضرت ، نشانگر اظهار پايبندى فرد بيعت كننده در عمل به مسائل دينى و اطاعت از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بوده است . در دورهء رسالت ، بيعت بدين معنا بود كه مشرك به دلخواه خود اسلام را مىپذيرفت . از آن جا كه مىبايست تعهدى در قبال اين پذيرش مختار ، وجود داشته باشد ، با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بيعت مىكرد . از اين پس او به عنوان عضوى از اين جامعه در مىآمد ، يعنى همان گونه كه از حقوقى بهرهمند مىشد ، مىبايست محدوديتهايى را نيز بپذيرد ( هم آنچه را مستقيماً شرع مىگفت بگويد و هم آنچه را حكومت - البته در چارچوب اطاعت نه معصيت حق - عنوان مىكند . ) همانطور بعدها كه ديگر قدم گذاشتن از شرك به حوزه اسلام مطرح نبود ، بيعت تنها به معنى پذيرفتن حاكميت جديد بود . « 6 » مطلب مهمى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين كه آيا بيعت به معناى « رأى » دادن بود يا نه ؟ مسلم است كه چنين امرى دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و يا هر شخص ديگرى كه قدرتش ، از ناحيهء خداوند تأمين شده ، مصداق نمىيابد . اگر كسى بيعت را به معناى
--> ( 1 ) . در آيه دهم سورهء فتح در آغاز از بيعت سخن به ميان آمده و در ادامه از وفاى به عهد ( 2 ) . الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثاقه و يقطعون ما أمر الله به أن يوصل و يفسدون فى الأرض اولئك هم الخاسرون ؛ بقره ( 2 ) آيه 27 ؛ ونك : رعد ( 13 ) آيه 20 ، 25 ( 3 ) . و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات الله ؛ بقره ، 207 ( 4 ) . فتح ، 10 ( 5 ) . ممتحنه ( 60 ) آيه 17 ( 6 ) . تعريف ابن خلدون چنين است : ان البيعة هى العهد على الطاعة كأن المبايع يعاهد اميره على ان يسلم له النظر فى أمر نفسه و أمور المسلمين لا ينازعه فى شىء من ذلك و يطيعه فى ما يكلفه به من الأمر على المنشط و المكره » مقدمهء ابن خلدون ، صص 719 - 720 ؛ نيز ، نك : التراتيب الاداريه ، ج 1 ، ص 22 .